تلگرام شوشان
شوشان تولبار
آخرین اخبار
شوشان تولبار
کد خبر: ۹۷۰۰۱
تاریخ انتشار: ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۷:۴۸
در ضرورت تغییر، برکناری افراد و بازسازی دولت
شوشان - شهرام گراوندی / مدیرمسئول هفته نامه پیوند ایرانیان :
دیگر حرف از پاسکاری مسوولیت ها و به دوش این و آن گذاشتن تعهدها و پوشاندن ضعف ها و قصور و کم کاری را به جناح رقیب حواله دادن، گذشته است. دولت عملن دچار سرگیجه است. ناکارامدی مردان دولت در بسیاری امور که ربطی ماهوی به برجام و تحریم ها ندارد و از قضا در شرایط تحریمی و با تمرکز بر توانمندی های داخلی؛ بهتر و دقیق تر و ضروری تر می توان به آنها پرداخت؛ از جمله مقوله ی امنیت داخلی یا تشویق  بخش خصوصی به یاری رساندن به دولت و یا نظارت بهتر و مکفی بر توزیع عادلانه ی درآمدها و منابع و برخورد قهری و بدون مماشات با اختلاسگران و غارتگران بیت المال و نیز نظارت و دقت بر نرخ کالاها و خدمات توسط دولت؛ از جمله ی این موارد است. 
اما شواهد و قرائن گواه این است که متاسفانه دولت هیچ برنامه ای برای نظارت و پرداختن به این امور به صورت جدی در چنته اش وجود ندارد.
همزمان با افزایش تنش ها و اعمال فشار توسط دولت آمریکا علیه منافع کشور ما و در حالی که با حضور ناوهای آمریکایی در خلیج فارس و اقدامات تحریک آمیزی مانند حمله به کشتی های نفتی کشورهای عربی در بندر فجیره ؛ دسیسه ها  دارد به تعمد کشور ما را وارد یک بازی تهاجمی می کند؛ دو سخنرانی توسط دو مقام مختلف، یکی در دستگاه امور خارجه یعنی عراقچی، در رابطه با اخراج پناهندگان افغانی در صورت لزوم! و دیگری توسط بطحایی وزیر آموزش و پرورش در خصوص استفاده از 14میلیون دانش آموز در صورت لزوم! در جنگ احتمالی با آمریکا؛ فضای جامعه را متشنج کرد و بازتاب های گسترده ای را میان مردم و کنشگران سیاسی اجتماعی رقم زد.
  توجیه و دو گفتگوی خبری عراقچی هرگز نتوانست میزان آزردگی و تشنج به وقوع پیوسته در مابعد سخنان اولیه اش را کاهش دهد. از سویی با به بن بست رسیدن برجام، نقش وی در دستگاه دیپلماسی به پایان رسیده است و اگر به خواست حسن روحانی و یا ظریف، ایشان برکنار شود، اقدامی مثبت و چندوجهی اتفاق می افتد!  چرا که اعتماد و حفظ کرامت انسانی و اسلامی در جامعه و میان پیکره ی واحدی که بخشی از آن به دلیل حضور نیروهای خودی لشکر فاطمیون و نیروهای حشدالشعبی و دیگر گروه های مدافع مواضع ایران در کارزارهای منطقه ای یک ضرورت است. چرا که هیچ آدم عاقلی یاران وفادارش را که جزو سرمایه های انسانی و اساسی و سیاسی اش محسوب می شود، با اظهارات شتابزده آزرده نمی کند و از دست نمی دهد! چه بخواهیم و چه نخواهیم، بخشی از سرمایه های انسانی و اساسی و سیاسی ما همین مهاجران و پناهندگانی هستند که در سال های گذشته به ما پناه آورده اند و چه در سال های جنگ تحمیلی و چه در جنگ های نیابتی در دفاع از سیاست ها و منافع ما حتا جان خود را نثار کرده اند. اگر امروز یک دیپلمات وزارت امور خارجه یا وزیر برکنار شود، بهتر از این است که فردا توسط این افراد و یا دیپلمات و یا مقام دیگری  چنین سخنانی بر زبان رانده شود و با توسل و تمرکز بر قلمداد کردن پناهندگان به عنوان سپر انسانی! به هنگام فشارهای سیاسی، به دنبال امتیاز گرفتن باشیم! 
از سوی دیگر و پس این اظهارات مشعشعانه، وزیر آموزش و پرورش هم درفشانی می کند و از آمادگی 14 میلیون دانش آموز که با یک برآورد ساده، دانش آموزان مقطع دبستان، فارغ از دختر و پسر بودن! که توان حمل حتا یک نارنجک را هم ندارند، شامل آماده باشانی قرار می گیرند که قرار است در جنگ احتمالی رودرروی  تهاجم و حمله ی نظامی  فی المثل آمریکا صف آرایی کنند! 
این اظهارات نسنجیده بیش از هر چیز  ناقض کنوانسیون حقوق کودک است و حتا از نظر بین المللی برای ما دردسر تازه ای می تراشد! این اظهارات باعث شده فضای عمومی ملتهب شود. روی دیگر این سخن نسنجیده به این معناست که وضعیت به گونه‌ای است که حتا کودکان و نوجوانان باید خود را برای جنگ آماده کنند. این در حالی است که مقام‌های کشوری و حتا لشکری همواره در حال اطمینان دادن به جامعه هستند که اولن جنگی رخ نخواهد داد و دوم اینکه توان نظامی کشور آن قدر بالا هست که بتواند با اقتدار در مقابل هر دشمن خارجی ایستادگی کند. 
اگر وزیر آموزش و پرورش به یاد شهید بهنام محمدی و حسین فهمیده و دیگر شهدای نوجوان دوران دفاع مقدس این حرف را زده باشد، باید به صراحت به ایشان گفت، در دوره ی دفاع مقدس و اوایل انقلاب اگر روی حضور نیرو‌های مردمی تاکید می‌شد، به این دلیل بود که نیرو‌های مسلح منظم و منسجمی وجود نداشت. ارتش در شرایط خوبی نبود و سپاه نیز تازه شکل گرفته بود. اما اکنون نیروهای ارتش و سپاه و حتا انتظامی و امنیتی بسیار زیاد و مجرب با سلاح‌های مناسب در اختیار داریم و اگر خدای نکرده جنگی رخ دهد، نیرو‌های مسلح آن قدر توان دفاعی دارند که از پس این کار بربیایند. بنابراین نیازی به حضور دانش‌آموزان نیست. ضمن اینکه اگر قرار بر حضور نیرو‌های مردمی باشد، افراد بزرگتر از دانش‌آموزان هستند که بخواهند به جنگ بروند.
البته این همه ی ماجرا نیست، زیرا ذهن دانش آموزان که باید در فضای آرام متمرکز بر تعلیم و تربیت باشد، و متاثر از اوضاع تحریمی و کوچک شدن سفره های غذایی خانواده ها، به خودی خود به قدر کافی مشوه و آزرده شده و همزمان با آغاز فصل آزمون های پایان سال تحصیلی، اکنون درگیر سوالات متعدد دیگری  نیز شده است، که آیا قرار است آنها به جنگ فرستاده شوند؟ آیا آنها دیگر نمی توانند ادامه تحصیل کنند؟ آیا بدون رضایت والدین می توانند به جنگ بروند؟ و ده ها سوال کودکانه دیگری که با این اظهارات نسنجیده روان آنها دستخوش سخنان بدون درایت وزیر شده است. 
در همین رابطه باید به شخص وزیر این نکته را انتقال داد که ما حتا در دوران هشت ساله ی دفاع مقدس هم اعزام اجباری  نداشتیم! نکته ای که شاید از بی خبری کامل وی از این فضا حکایت می کند. 
این گونه سخنان ناپخته و شتابزده چه در دستگاه دیپلماسی وزارت امور خارجه و چه در گسترده ترین وزارتخانه با بیشترین شمارگان مخاطب، یعنی آموزش و پرورش، تنها یک امر را به ذهن متبادر می کند، که انتخاب های حسن روحانی به شدت انتخاب هایی ناصواب است. آدم هایی نامناسب در موقعیت های نامناسب که حتا در حوزه ی فعالیت و مسوولیت خود سخن نمی رانند و طرح و ایده و برنامه های مدون و علمی  ندارند. 
از طرفی، گویا در مملکت قحط الرجال است. مدام افرادی مشخص در دایره ای  تعریف شده و تکراری  از این وزارتخانه به آن وزارتخانه و از این پست به آن پست به خدمت گمارده می شوند که نمونه ی بارزش شریعتمداری است. اطرافیان فاسد وزرا در اختلاس ها و سواستفاده های مالی بانک ها و موسسات مالی و دریافت ارزهای  کلان دولتی، به اعتماد عمومی به عنوان مهم ترین سرمایه و داشته ی هر کشور که هر زمان در صورت هجوم بیگانگان باید به آن تمسک و توسل جست، در این پروسه آسیب جدی وارد کرده اند و نگاه کلان دولت و دولتمردان و شخص رییس جمهور  متوجه این حقیقت محض نیست. 
پالایش و تعمیر و ترمیم دولت نه کار رسانه است و نه کار دستگاه قضایی و نه حتا امری است که بنا به فرمایش و دستور مقام معظم رهبری صورت بگیرد. حتا وقتی مجلس شورای اسلامی برای استیضاح یک وزیر ضعیف و ناتوان و مخرب، دست به کار می شود، رییس جمهور و تمام عزم دولت برای بقای وزیر فعال می شود و نمی گذارند این اصلاح اتفاق بیفتد. مقام معظم رهبری هم به این موضوع ورود نمی کند، چرا که حضور خود را نافی اصل دموکراسی و باز نهادن دست دولت برای اعمال برنامه هایش می داند. و اگر گاه دستور و تذکری می دهند، یعنی زیاده از حد شاهد یک ضعف در بدنه ی دولت هستند که متاسفانه رییس جمهور به عمد و یا به سهو نائل به این کاهلی و ضعف نشده است. 
شرایط جامعه ی امروز ایرانی شرایط بسیار حساس و خاصی است. دشمن تا مرزهای ما صف آرایی کرده و اعتماد و اتحاد ملی راز بقای کشور و نظام است. ترمیم و بازسازی دولت یک واجب عقلی است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
شوشان تولبار