شوشان تولبار
آخرین اخبار
شوشان تولبار
کد خبر: ۳۶۶۶۵
تاریخ انتشار: ۰۸ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۳:۳۰
خانواده ایرانی از گذشته‌های دور اصل و بنیاد مقدس این سرزمین کهن بوده و هست،‌ اما در گذر زمان با روند شهرنشینی و افزایش سطح سواد، مناسبات این نهاد دیرین دستخوش تغییراتی شده است.
نهاد خانواده، اصلی‌ترین پایه تشکیل جامعه را تشکیل می‌دهد و به طور سنتی در جامعه ایران به عنوان یک نهاد مقدس شناخته می‌شود. خانواده ایرانی از گذشته‌های دور محل شکل گیری و انتقال فرهنگ، رشد جمعیت، هویت یابی و شکل گیری شخصیت نسل ها بوده است.

این نهاد مهم البته در طول تاریخ در گذر زمان و به خصوص در یک قرن اخیر تحت تاثیر تغییرات ناشی از گذر از دوران سنتی به مدرن و به ویژه در جهانی که رسانه‌ها نقش بسیار مهمی در ساخت نگرش‌ها، باورها و رفتارهای انسانها دارند، دستخوش تغییرات مهمی شده است.

افزایش سواد زنان، مهاجرت از روستا به شهر و توسعه زندگی شهرنشینی، افزایش بیکاری و همزمان با آن افزایش حضور زنان در عرصه‌های اجتماعی و شغلی، تغییرات مهمی را در نهاد خانواده به وجود ‌آورده است.

این دگرگونی عوارضی داشته است. عوارض این تغییرات به شکل افزایش طلاق، اختلاف های خانوادگی و زناشویی و ... خودنمایی می‌کند، ما برای بررسی این موضوع و شناخت بیشتر درباره آینده خانواده ایرانی میزگردی را با حضور رحیم محمدی، جامعه شناس، عفت السادات مرقاتی خویی، سکسولوژیست و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران و دکتر حسین حجت پناه جامعه شناس برگزار کرد.

کارشناسان حاضر در این میزگرد، تغییرات در جایگاه خانواده را در طول تاریخ امری طبیعی می‌دانند و البته معتقدند این تغییرات به خصوص در سده اخیر با شتاب گرفتن روند شهرنشینی بسیار بیشتر شده است:

**دگردیسی خانواده ایرانی در نگاه تاریخی 
رحیم محمدی به عنوان جامعه شناس گفت: از نگاه تاریخی، خانواده ایرانی یک خانواده روستایی و گسترده بود اما اکنون به خانواده هسته‌ای تبدیل شده است و این دگرگونی در طول تاریخ اتفاق افتاده است. 

وی با اشاره به تاثیر اقتصاد در خانواده ایرانی گفت: وضعیت توسعه و شرایط اقتصادی در ساختار خانواده بسیار تاثیرگذار است و بسیاری از مهاجرتها به دلیل یافتن شغل در فرهنگ آن خانواده تاثیر گذاشته است. 

محمدی نگاه دیگر به خانواده را نگاه جامعه شناختی خواند و افزود: در این نگاه که رویکرد من به خانواده از این منظر بیشتر است به تاثیرات این دگرگونی ها در خانواده توجه می شود. 

آیا خانواده ایرانی پوست می‌اندازد؟

** نباید امر اجتماعی را به امر روانی و فردی تقلیل داد 

محمدی گفت: در تغییر و دگرگونی خانواده های ایرانی مشکلی وجود دارد و آن این است که یک امر اجتماعی را به امر روانی و فردی تقلیل می‌دهیم در صورتی که خانواده یک واحد اجتماعی است و آن محیطی که محاط بر خانواده است، اوضاع خانواده را متعین می سازد. 

وی افزود: اگر یک امر اجتماعی به امر روانی تبدیل شود، مانع شناخت و فهمیدن آن پدیده و مشکل می شود، بنابراین در این مبحث عمدتا از شرایط اجتماعی و شرایط معنایی یعنی دگرگونی هایی که به لحاظ معنایی اتفاق می‌افتد‌، بحث خواهم کرد. 

محمدی ادامه داد: به طور مثال مقایسه پسران و دختران امروز با پسران و دختران 150 سال پیش در انگیزه ازدواج بسیار متفاوت است، امروز انگیزه ازدواج لذت بردن از جنس مخالف است در صورتی که در گذشته برای بقای نسل و اینکه اجاق خانواده روشن بماند، ازدواج صورت می‌گرفت. 
وی گفت: این تفاوت‌ها و دگرگونی های معنایی از همان محیط بودن جامعه، تاریخ و زبان بر ذهن و روان انسانها به وجود می‌آید. 


** نگاه پدیدار شناسی اجتماعی به خانواده ایرانی 
محمدی گفت: می‌خواهیم ببینیم چه دگرگونی‌های زبانی، معنایی و آگاهی در جامعه، رخ داده و نفوذ کرده و این فرایند جامعه‌پذیری و زبان آموزی اعضای خانواده را چگونه برای کنش، سخن گفتن ا ترک کنش وادار کرده است؟ چرا که کنش و رفتار تابعی از این شناخت و آگاهی است که از مجرای زبان و بودن در جامعه اتفاق می‌افتد. 

*** آینده خانواده ایرانی به سمت کلانشهری شدن است 

محمدی گفت: بیش از 150 سال است که خانواده ایرانی در حال حرکت به سمت کلانشهری شدن است و مرحله دوم این حرکت مرحله تحقق عینی و استقرار این آینده است. 

وی افزود: بنابراین تغییری در جامعه ایرانی رخ داده و آن این است که تقریبا همه جامعه ایرانی به سمتی می‌رود که آن زیست را، زیست و فرهنگ کلانشهری می‌نامیم و نماد و سمبل این کلانشهری شدن هم تهران است و شهرهای کوچک و حتی روستاها هم در این مسیر هستند. 

محمدی گفت: تمام عناصر خانواده و اجتماع در این کلانشهری شدن دگرگون شده‌اند و حتی دینداری هم در این عرصه دگرگون شده و دینداری یک فرد کشاورز 150 سال قبل با دینداری امروز در تهران، دانشگاه، بازار و اداره از زمین تا آسمان فرق می‌کند.

** ترک برداشتن مردسالاری در خانواده ایرانی
محمدی گفت: یکی از اتفاقاتی که در جامعه کلانشهری در خانواده رخ داده، ترک برداشتن مردسالاری است. 

وی افزود: در خانواده قدیم مردی ایده آل بود که خودش به تنهایی تصمیم می‌گرفت ولی امروز قدرت، توانایی و نفوذ مرد در خانواده کاهش پیدا کرده و در عوض قدرت زن افزایش یافته است. 

محمدی ادامه داد: در جامعه شناسی مفهومی داریم به نام سوژگی زنان و سوژه شدن زنان یعنی زنان به حقوقشان پی بردند و خواهان حقوق مساوی و برابر با مردان هستند . 

وی گفت: وقتی مردسالاری و سوژگی زنان اتفاق می‌افتد، مفهوم فرزندداری هم دگرگون می‌شود و آن ساختار قدیمی و روابط خانوادگی فرو می‌ریزد چون این بار هر دو با هم مشورت می‌کنند و اگر این مشورت نباشد بار خانواده به مقصد نمی‌رسد. 

محمد افزود: در تعریف زن ایده‌آل امروزی زنی ایده‌آل است که با مردش گفت وگو کند و در مسائل خانوادگی مشورت دهد. 

وی درباره مصداقهای این تغییر در جامعه گفت: میزان تحصیلات زنان در جامعه افزایش یافته و امروز می‌بینیم که در ادارات ثبت میزان واگذاری اتومبیل و خانه‌ها به نام زنان افزایش یافته است. 

وی گفت: نماد مطالبه حقوق سیاسی و اجتماعی زنان، فمنیسم است و زن می‌گوید که چرا پست‌های اجتماعی و سیاسی همه در اختیار مردان باشد و از طرفی دیگر هم با ترک برداشتن مردسالاری، مردان هم این را قبول می‌کنند که قسمتی از قدرت را به زنان بسپارند. 

** چرا تغییرات، تولید مساله یا عارضه می‌کند؟ 
محمدی در جواب این مساله گفت: به طور کلی در همه جوامع و در همه دورانها تغییر و دگرگونی با هزینه روبه رو است. 

وی ادامه داد: اینکه چرا تغییرات همیشه با هزینه همراه است در جامعه شناسی عبارتی وجود دارد تحت عنوان «تضارب دو جهان معنایی» که به این معنا است که ما از پیش یک جهان معنایی داشتیم و از دوره مشروطه که بیش از 150 سال قبل از پیروزی مشروطه خواهان استارت خورده بود، دگرگونی معنایی در ایرانیان رخ داد. 

محمدی درباره منشاء این تغییرات گفت: مبادلات تکنیکی با غرب، جنگ ها در 150 سال قبل از پیروزی مشروطه خواهان باعث تغییر آگاهی در ذهن و زبان ایرانی ها شد و جهان نوینی به تدریج در ذهن و زبان ایرانیان خلق شد. 

وی افزود: با خلق این ذهن، زبان و آگاهی جدید، جهان سنتی و رایج ترک بر می داشت و تمام عناصری که در آن جهان دارای جایگاهی بودند، امروز دیگر جایگاهی ندارند و اولین سوال این بود که چرا باید تمام قدرت در اختیار پادشاه باشد.

** تفسیر جدید جامعه ایرانی از مدرنیته 
محمدی گفت: یکی از خطاهای فهمیدن مناسبات سنت و مدرنیته این است که برخی فکر می‌کنند، ایرانی قبل از پذیرش جامعه مدرن هیچ آگاهی و فهمی از جهان نداشته و دنیای مدرن را کورکورانه پذیرفته است. 

وی ادامه داد: پس ما یک جهان معنایی داشتیم و یک جهان معنایی جدید هم ساخته می شد که این دو جهان با هم تضارب پیدا می‌کردند و ملت ایران هر چه را مشاهده می‌کرد، تفسیری از آن ارائه می‌کرد و مدرنیته و تجدد ایرانی برای ایرانی بود و تجدد اروپایی نیز خاص اروپائیان بود، چون دانایی و آگاهی و فهم پیشینه ایرانی در ساخته شدن این مدرنیته ترکیب شده است. 

محمدی افزود: در رسانه رسمی کشور دائم از اینکه ما مقلد فرهنگ غرب شدیم، صحبت می‌کنند، ولی این گونه نیست چرا که وقتی فرهنگ غرب آمد، ما قرائت جدیدی از آن فرهنگ داشتیم.

** مشکلات ما به خاطر انتخابی است که از قبل رخ داده است 
محمدی با اشاره به مشکلاتی که بر اثر تغییرات اجتماعی در درون خانواده ها رخ داده، گفت: از دید من مشکلات مربوط به انتخابی است که از پیش رخ داده و ما در آن دخالتی نداشته‌ایم. 

وی ادامه داد: اینکه ما خانواده سنتی یا خانواده مدرن و متوازن که در آن زن، مرد و فرزندان مساوی یا برابر باشند را بخواهیم انتخاب کنیم در حوزه انتخاب ما نیست چرا که این انتخاب از قبل در یک برهه اجتماعی تاریخی شکل گرفته است و این انتخاب ضمنی جهت و آینده جامعه را تعیین می کند. 
محمدی گفت: یکی از اشتباهات سیاستگذاران اجتماعی ما هم این است که می خواهند در دینداری، بازار، خانواده و نوع پوشش مداخله کنند که گاهی اوقات پاسخ معکوس می‌دهد. 

وی افزود: من منکر مداخله اجتماعی به معنای برنامه‌ریزی و سیاستگذاری اجتماعی نیستم، اما این سیاستگذاری باید تابعی از یک دانشی باشد که محیط و موضوع آن را به خوبی بشناسد. 

محمدی گفت: امروز سیاستگذاران اجتماعی ما اعم از شورای عالی انقلاب فرهنگی، مجلس شورای اسلامی و حتی مسئولان رادیو و تلویزیون شناخت اجتماعی و تاریخی از جامعه و خانواده ندارند و این مشکل تولید می‌کند. 

** مقاومت سیاسی در برابر تغییرات اجتماعی و خانواده 
محمدی گفت: سیاست می گوید نظم خانوادگی یا ساختار خانوادگی سنتی دیندارانه تر بود اما در خانواده کلانشهری دینداری ضعیف تر شده است، پس باید تلاش کنیم آن ساختار قدیمی بماند. 

وی افزود: اما به اعتقاد من دینداری در خانواده کلانشهری تقویت شده ولی این دینداران از سنخ دینداران سنتی نیستند. یعنی فهم او از خداوند و رابطه با خدا جدید و از نوبازسازی شده است و این بخشی از تغییرات خانواده است که نقش ها را متحول می کند.

** خانواده سنتی و کلانشهری با هم ترکیب شوند 
محمدی گفت: یک خانواده آرمانی که همه با هم برابرند با خانواده ای که مرد در آن حاکم است، باید با هم ترکیب شوند و یک وضعیت بینابینی به وجود آید، چرا که در غیر این صورت تضاد به وجود می‌آید و به طلاق و ستیز می‌انجامد. 
وی افزود: مداخله دولت و برنامه‌‌ریزها باید دانسته، متخصصانه، عالمانه و خرد و تدریجی باشد و اینکه با یک برنامه‌ریزی کلان بخواهند نهاد مقدس خانواده را حفظ کنند، این اتفاق نمی‌افتد. 
محمدی گفت: حفظ و صیانت از خانواده و به عبارتی مداخله در مناسبات خانواده قواعد و منطقی دارد که اگر از آن پیروی کنیم، نتایج و پیامدهای مثبت و منطقی خواهیم داشت. 

** در خانواده کلانشهری معنای خیانت عوض می‌شود 
محمدی گفت: در تصویر نمودن یک خانواده کلانشهری آن را به یک خانواده متوازن و خانواده‌ای که اعضای آن دارای حقوق برابر هستند را تصور می‌کنیم، اما وقتی دگرگونی اخلاقی اتفاق می‌افتد، به همان اندازه که خانواده دگرگون می‌شود، نظام اخلاقی خانواده هم عوض می‌شود. 
وی افزود: در این نظام اخلاقی خانواده، نسبت مرد و زن نامحرم از نو تعریف می‌شود و ارزشها دگرگون می‌شود، وقتی در یک اداره که زنان و مردان بیگانه با هم همکارند، روابط اجتماعی به سمتی می‌رود که روابط حرفه‌ای و همکاری مهمتر از روابط فامیلی می‌شود. 
محمدی ادامه داد: پس وقتی خانواده دگرگون می‌شود، معیارها و استاندارهای اخلاقی هم دگرگون شده و بخش اعظمی از آنچه که امروز اسم آن را خیانت می گذاریم، خیانت نیست بلکه دگرگونی استاندارهای اخلاقی است. 
وی گفت: البته چون بقایای نظام ارزشگذاری سنتی هنور در ذهن ماست و برمبنای آن داوری می‌کنیم، نگاه ما کاملا دگرگون نشده است. 

** پس از استقرار جامعه کلانشهری، معضلات آن کم می‌شود 
محمدی گفت: طلاق در همه جوامع که تجربیات ما را داشتند تا یک میزان افزایش یافته و از یک زمانی رو به کاهش می‌رود و جامعه خود را کنترل می‌کند. 
وی افزود: به اعتقاد من در آینده خانواده کلانشهری طلاق کاهش پیدا خواهد کرد و از یک جایی بر اساس مکانیسم های فرهنگی اجتماعی جامعه، طلاق کاهش می‌یابد و امروز در طبقه متوسط کلانشهری که در یک دوره بالاترین میزان طلاق را داشتیم شاهد هستیم که روند متوقف شده و بعضی اوقات رو به کاهش است. 

آیا خانواده ایرانی پوست می‌اندازد؟

**پیش بینی می‌شود تجرد قطعی هم در یک جایی متوقف شود 

محمدی گفت: در جامعه و خانواده کلانشهری به دلیل التزامات شغلی، اقتصاد، اجتماعی و درآمد مستقل داشتن سن ازدواج بالا رفته و بنابراین فاصله تجرد افزایش و تجرد قطعی هم به خصوص در خانم ها افزایش یافته است. پیش بینی می‌شود در گذر زمان این مساله هم کنترل خواهد شد. 
وی افزود: در خانواده کلانشهری دیگر همه خواهیم پذیرفت که سن ازدواج دیگر 18 یا 19 سالگی نیست و اینکه بپذیریم یک زن و مرد باید دارای مدارک تحصیلی بالا و درآمد مستقل باشند بالطبع ذهنیت ما هم نسبت به سن ازدواج تغییر خواهد کرد.

**درباره نقش مشکلات جنسی بر طلاق اغراق شده است
عفت السادات مرقاتی خویی، سکسولوژیست و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران نقش مشکلات جنسی در بروز طلاق اشاره کرد و گفت: شکی نیست که مشکلات جنسی بین زوجین یکی از علل طلاق است اما در سالهای اخیر این مشکل خیلی بزرگنمایی شده است، برخی می گویند 70 درصد طلاقها به خاطر مشکلات جنسی است اما هیچ کس نمی‌گوید این عدد از کجا و از کدام تحقیق آمده است.
وی افزود: هر حرفی درباره تغییرات خانواده ایرانی زده می‌شود باید برآمده از تحقیق و علمی باشد، زیرا هر حرف نابجایی که زده شود، پیامدهای اجتماعی مختلفی به همراه دارد.
مرقاتی خویی اضافه کرد: باید به خانواده به عنوان یک سیستم نگاه کنیم، فقط زن نیست که نقش محوری را در خانواده بازی می‌کند، بلکه این روابط بین فردی است که خانواده را شکل می دهد، روابط بین فردی بین زن و شوهر و بچه ها با والدین. باید جایگاه ارزشهای یک خانواده و ارتباطات خانواده در تحلیل مسائل مربوط به خانواده دیده شود.

**زنان به حقوقشان پی برده‌اند
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران اضافه کرد: واقعیت این است که در سالهای اخیر و به دنبال سمبل‌های نمادین در جامعه زنان، زنان آشنایی بیشتر با حقوقشان پیدا کرده اند.
وی گفت: در گذشته اگر زنی در مقابل همسرش سکوت می‌کرد یک جور رفتار محترمانه و احترام آمیز تلقی می‌شد اما امروز سخن از این است که هر دو یعنی مرد و زن در خانواده باید به حقوق یکدیگر احترام بگذارند.
مرقاتی خویی اضافه کرد: به خاطر تغییراتی که در ارزشهای افراد ایجاد شده است، مفهوم خانواده دارد صدمه می‌بیند و تضادهایی ایجاد شده است. بسیاری از مردان هنوز تحت تاثیر نقش جنسی گذشته خود هستند و هنوز کمتر مردی هست که قبول کند، در خانه بماند و غذا بپزد و و زن به بیرون برود و کار کند. 

**تعارض از پوسته تا هسته خانواده
وی ادامه داد: همه در تلاش هستیم که این تعارضات را در جامعه و نهاد خانواده حل کنیم اما از پوسته تا هسته خانواده این تعارضات در حال گسترش است.
این سکسولوژیست گفت: همه جوامع با این دوران گذار مواجه شده‌اند و مقاومت در برابر دگرگونی در مفهوم خانواده همه جا هست و در بسیاری از جوامع درباره مفهوم خانواده تضاد ایجاد شده است.
وی افزود: وقتی زن با حقوق جنسی خود آشنا می‌شود و او نیز مانند مرد بیرون از خانه کار می‌کند و خسته به خانه می‌آید و بعد از او انتظار دارند که همه کارهای خانه را نیز او انجام دهد، تضاد ایجاد می‌شود.

ابن پرشک متخصص در حوزه سلامت جنسی گفت: استانداردهای دوگانه‌ای درباره مفهوم خانواده به وجود آمده است، دیگر خانواده‌ها در برابر مفهوم خانواده مردسالار یا مرد محور مقاومت نشان می‌دهند، برخی می‌گویند اگر زن در جامعه موقعیت اجتماعی و شغلی بهتر و درآمد بالاتری دارد، چه اشکالی دارد که مرد در خانه بماند و کارهای خانه را انجام دهد.

**تساوی حقوق زن و مرد از پشت عینک
مرقاتی خویی اضافه کرد: امروز از مفهوم تساوی حقوق زن و مرد صحبت می‌شود اما همین مفهوم نیز از پشت عینک مردانه و زنانه به دو صورت مختلف تفسیر می‌شود.

وی گفت: دگرگونی های زیادی در گفتمان خانواده رخ داده است،این تغییرات در روابط زن و مرد در خانواده تاثیر گذاشته است و در مجموع این تغییرات به سمت و سوی خوبی پیش می رود، البته اگر تضادها اجازه دهند.

این پزشک مخصص در امور سلامت جنسی اضافه کرد: دیگر زن و مرد هر دو در تصمیمات خانواده به صورت مساوی نقش دارند و در موارد مختلفی مانند سایز خانواده و تعداد بچه ها، هر کدام از زن و مرد باید دلایل خودشان بیاورد و هر دو با هم تصمیم می‌گیرند.

وی گفت: البته همه می‌خواهند در این مسیر دخالت کنند تا حدی که به مداخلات اجتماعی در زندگی خصوصی افراد منجر می‌شود. منکر سیاستگذاری اجتماعی نیستم.سیاستگذاری اجتماعی را نهادهای مختلفی مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی، مجلس، دولت و حتی رسانه‌‌ها و از جمله صدا و سیما انجام می دهند اما اگر این دخالتها بیش از حد باشد باعث مقاومتهای اجتماعی می‌شود.

این سکسولوژیست ادامه داد: در عین حال شاهد تغییرات زیادی در سطح جامعه هستیم، ناهنجاری ها و آسیبهای اجتماعی نیز به نهاد خانواده ضربه می‌زند، واقعیت این است که مسئله خیانت زن یا شوهر بیش از گذشته به چشم می‌خورد و به نظر می‌رسد با نوعی دگرگونی در تعاریف اخلاقی مواجه هستیم.

وی گفت: مسئله خیانت یک معضل مهم اجتماعی است و متاسفانه در بین افرادی که به مرکز مشاوره‌ای که من در آن فعالیت می‌کنم، مراجعه می‌کنند، نسبت افرادی که بانوعی خیانت مواجه هستند نسبت به کل مراجعه کنندگان، آمار قابل توجهی است.
مرقاتی خویی گفت: البته خیانت فقط در مسائل جنسی و زناشویی نیست بلکه خیانت مالی هم بین زن و شوهرها اتفاق می‌افتد و شاید یکی از دلایل آن این است که تعاریف سنتی از خانواده به شکل سابق وجود ندارد و در عین حال هنوز به یک تعریف جدید که نقش جنسی زن و مرد را در نهاد خانواده مشخص کند، نرسیده‌ایم.

**افزایش سن تجرد در کشور
وی افزود: در عین حال میزان طلاق در جامعه بالا رفته است و همزمان سالهای زندگی مجردانه نسبت به گذشته بیشتر شده است، در گذشته عمر تجرد از سن 16 یا 17 سالگی حدود 5 تا 8 سال بود اما امروز این فاصله به حدود 17 سال افزایش پیدا کرده است و این مسئله نیز بر روی مفهوم و گفتمان خانواده اثر گذاشته است.

دکتر حسین حجت پناه جامعه شناس نیز در خصوص آینده خانواده ایرانی با اشاره به این که خانواده جزو پنج نهاد اصلی زندگی بشری است، افزود:از نظر کوئن نهاد، نظامی به نسبت پایدار و سازمان یافته از الگوهای اجتماعی است که برخی از رفتارهای نظارت شده و یکسان را با هدف برآوردن نیازهای اساسی جامعه در بر می‌گیرد. هر نهاد برای رسیدن به اهداف خودش باید کارکردهایی داشته باشد.

**کارکرد خانواده 
وی ادامه داد: از مهمترین کارکردهای خانواده می‌توان به تامین نیازهای زیستی، روانی و اجتماعی همسران، تولید مثل، مراقبت و نگهداری از معلولان و سالمندان خانواده، اجتماعی کردن کودکان، تثبیت جایگاه اجتماعی و فراهم کردن امنیت اقتصادی اشاره کرد. به گفته وی جامعه شناسی خانواده نیز به طور سنتی به مطالعه رابطه دوسویه و تاثیر و تأثر خانواده و جامعه بر یکدیگر می‌پردازد. اما در عصر حاضر دیگر جامعه ایزوله نداریم و جامعه نیز از روند جهانی شدن تاثیر می‌پذیرد.
وی ادامه داد: به همین دلیل در جامعه شناسی خانواده نوین سه مولفه جهانی شدن، جامعه و خانواده و روابط این سه مولفه مورد مطالعه قرار می گیرد.

آیا خانواده ایرانی پوست می‌اندازد؟
**سرعت رشد تغییرات اجتماعی
حجت پناه افزود: در دوره های قبل از مدرنیته سرعت تغییرات اجتماعی بسیار کندتر از الان بود و خانواده و دیگر نهادهای جامعه فرصت تطبیق با تغییرات را داشتند. اما حداقل پس از انقلاب الکترونیکی (به تعبیر تافلر) سرعت تغییرات اجتماعی بسیار زیاد شده است. 

این جامعه شناس افزود: این مطلب به خصوص در جوامعی مانند جامعه ایران که بیشتر از روند جهانی شدن تاثیرپذیر هستند تا تاثیرگذار موجب بر هم خوردن تعادل میان نهادهای اجتماعی شده است. 

این جامعه شناس خاطرنشان کرد: گی روشه (جامعه شناس) به بعد تاریخی بودن تغییرات اجتماعی توجه ویژه‌ای دارد بنابراین برای شناخت شرایط امروز حانواده به طور خیلی مختصر به روند تاریخی جامعه اشاره می کنم. 

وی افزود: در زمان قاجار به طور جدی با مدرنیته و مسئله نوسازی در ایران مواجه شدیم که حاصل آن جنبش مشروطه و در نهایت تغییر رژیم قاجار به پهلوی شد. مسئله مواجه شدن با مدرنیته ادامه یافت که حتی می‌تواند به دور از هرگونه تقلیل گرایی، یکی از دلایل انقلاب سال 57 باشد. 
وی اضافه کرد: پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 نیز تغییرات گسترده‌ای در جامعه صورت پذیرفت که برآیند آن تغییرات موجب ایجاد یک پنجره جمعیتی در سال های اوایل انقلاب شد. رشد فزاینده نرخ باروری، افزایش امکانات و بهداشت عمومی، موجب بالا رفتن میزان افزایش جمعیت در ایران شد به گونه‌ای که دیگر جمعیت شناسان در دهه 60 نسبت به این روند هشدار جدی دادند. 
حجت پناه تاکید کرد: برنامه های تنظیم خانواده (در آن زمان منظور پایین آوردن نرخ باروری بود.) اجرا شد اما بر اساس تحقیقات برنامه های تنظیم خانواده موجب کاهش سطح باروری نشد. 

**تاثیر باسواد شدن زنان بر نهاد خانواده
وی افزود: در عوض افزایش روند شهرنشینی، افزایش سطح تحصیلات زنان در مراکز آموزش عالی (دانشگاه آزاد شاید در عمل مهمترین نقش را در کاهش نرخ جمعیت داشت. زیرا در هر نقطه‌ای از کشور شعبه‌ای زد) و افزایش سطح اشتغال زنان (پس از انقلاب به ازای هر مرد 1.23زن شاغل شدند) و با توجه به اینکه در زمینه نسبت ایجاد اشتغال زنان به مردان در جهان اول هستیم و نیز افزایش روند جهانی شدن که مهمترین نمود آن در گسترش وسایل ارتباط جمعی است و نبود برنامه ریزی از سوی مدیران و دست اندرکاران در زمینه فرهنگ و خانواده در ایران چون پول و قدرت و برنامه ریزی در دست دولت است و توقع برای برنامه ریزی از دولت وجود دارد.

**افزایش طلاق و خانواده
این جامعه شناس گفت: همچنین دیگر شرایط فرهنگی، اقتصادی و سیاسی موجب شده است که امروزه با موضوعات و مسائل مهمی در حوزه خانواده مواجه باشیم که شاید مهمترین آنها عبارت باشد از افزایش نرخ طلاق (طلاق هم به صورت رسمی و هم طلاق عاطفی)، شکاف نسلی، بالا رفتن سن ازدواج، تغییرات در معیارهای انتخاب همسر، عدم شناخت صحیح همسران از یکدیگر قبل از ازدواج، کاهش نرخ باروری، افزایش اختلاف سن والدین با فرزندان و افزایش اختلاف سن فرزندان با یکدیگر نیز از عوامل مهم تغییرات اساسی بر نهاد خانواده ایرانی است.
حجت پناه افزود: تغییر نقش قدرت در خانواده که هنوز با این شرایط انطباق حاصل نشده است، چگونگی تربیت فرزندان، رشد مهاجرت به شهرها که موجب افزایش الگوهای فرهنگی شده است البته ین موضوع به خودی خود مسئله نیست، اما در حال حاضر چون مدیریت نمی شود تبدیل به مسئله شده است و همین این عوامل به بعضی از کارکردهای خانواده لطمه زده است. 
وی ادامه داد: حتی با تبدیل زیاد خانواده گسترده به خانواده هسته‌ای کارکرد نگهداری از سالمندان در خانواده نیز با مشکل مواجه شده است. هر کدام از مطالب فوق نیاز به ساعت ها بحث دارد اما در اینجا می‌خواهم به برخی از شاخص های خانواده با نگاه فرهنگی و تغییر در ارزش ها که کمتر مورد توجه واقع شده است، بپردازم.

وی گفت: به عنوان مثال یکی از مهمترین مواردی که جزو کارکردهای خانواده است انتقال میراث فرهنگی گذشتگان به فرزندان است. خانواده به صورت مستقیم و غیرمستقیم به القای الگوهای جامعه به فرد می‌پردازد. 

حجت پناه افزود: در گذشته بیشتر از غذاهای سنتی در سبد مصرف خانواده استفاده می شد. این غذاها علاوه بر خاصیت بهتر غذایی که داشتند فرهنگ و حس تعلق را نیز منتقل می کردند. به عنوان مثال شما در روز عاشورا دوست دارید قیمه بخورید. این یک تداعی است که در خاطره و ذهن شما رخ می دهد و این ذهنیت حس تعلق به فرهنگ بومی و جامعه را افزایش می دهد. 

این حامعه شناس افزود: الان در دنیا مردم شناسان راجع به حس تعلق و ذائقه تحقیقات زیادی انجام داده‌اند. اما امروزه با تغییر در سبک زندگی و جهانی شدن بسیاری از غذاهای محلی و سنتی دیگر طبخ نمی‌شود و فرزندان ما خاطره خوش خوردن آن غذا را در کنار خانواده ندارند و این نیز یکی از تغییراتی است که در نهاد خانواده رخ داده است.

وی گفت: اکنون مصرف غذاهایی مانند فست فود بشدت در حال رواج است. این نکته را از این جهت گفتم که نظام تربیتی خانواده تا چه حد پیچیده است و یادآوری می‌کنم چه موضوعاتی در زمینه خانواده وجود دارد که در دنیا تحقیق می‌شود اما در جامعه ایران به آنها توجهی نمی شود.

**لزوم سیاستگذاری علمی و همه جانبه برای خانواده
حجت پناه افزود: هیچ راهی نداریم جز اینکه یک سیاستگذاری علمی با نگاهی همه جانبه برای خانواده پی ریزی کنیم و خانواده را نه به عنوان یک نهاد انتزاعی بلکه یک نهاد انضمامی با اتفاقات عینی مانند سبک زندگی، نحوه گفت و گو کردن، غذا خوردن، لباس پوشیدن و....مورد مطالعه قرار دهیم.

این استاد دانشگاه خاطر نشان کرد: به طور سنتی مرد یا شوهر قدرتمندترین فرد خانواده در ایران بوده است. اما امروزه با بالارفتن سطح تحصیلات، افزایش آگاهی زنان نسبت به حقوق خود، افزایش قدرت چانه زنی زنان و افزایش استقلال مالی زنان از شوهران چگونگی هرم قدرت در خانواده به عنوان یکی از مباحث مسئله آفرین است.

**افزایش خانواده هایی با مردخانه دار و زن شاغل
وی گفت: امروزه با خانواده های مواجه هستیم که مرد خانه‌دار و زن شاغل هستند. این گونه خانواده‌ها در حال افزایش است و پیش بینی می شود که در سالهای آینده بر تعداد آنها افزوده شود. 

**تغییر نقش ها در خانواده
حجت پناه افزود: دامنه آن فقط در حد تغییرات نقش نیست و هویت زنانه و مردانه نیز در حال تغییر است و باز هم از جمله تغییرات خانواده در ایران که در سال های آتی بیشتر شاهد آن خواهیم بود تغییر هویت زنانه و مردانه است که امروزه به گونه ای با نقش های جدیدی از مادری، پدری، فرزندی، خواهر یا برادری مواجه هستیم. تغییر در نقشها که با پیشینه تاریخی جامعه سازگاری ندارد. 

حجت پناه ادامه داد: اصطلاح جامعه در حال گذار را می‌پذیرم و برای آن شاخص هایی قائل هستم. یکی از شاخص های آن وجود ارزش های سنتی (در ذهن) و انجام رفتارها و هنجارهای مغایر با آن ارزشها (در عین) است.

وی گفت: در تاریخ جوامع دوره‌هایی پیش می‌آید که میان ارزشها و کنش ها تعارض برقرار است و به نظر می‌رسد در سالهای آتی ارزش‌ها به نفع کنش‌ها تغییر جهت دهد و اگر از الان برنامه‌ریزی درستی نشود،در سالهای آینده بحران جدی تری از خانواده در انتظار جامعه ایرانی باشد.
منبع: ایرنا

نام:
ایمیل:
* نظر:
شوشان تولبار