تلگرام شوشان
شوشان تولبار
آخرین اخبار
شوشان تولبار
کد خبر: ۹۱۱۱۹
تاریخ انتشار: ۳۱ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۷:۲۱
جمال درویش / دبیر حزب اعتمادملی خوزستان

بیست و یک سال پیش از اینکه به مکه مشرف شوم در تابستان سال 1357 کتاب حج زنده یاد دکتر شریعتی را مطالعه کردم . عجب انقلابی در من ایجاد کرد ،چه تصویر زیبایی از کعبه و چه  تفسیر دلنشین و جذابی از طواف و سعی و وقوف در مشعر و در عرفات و در منی و رمی جمرات و... نثر دکتر چون آب روان است ، ابتدا بر قایقی از کلمات می نشینی و پارو زنان از ساحل دور می شوی و با امواج اندیشه و احساسی که در کلمات و جملات نویسنده وجود دارد بالا و پایین میروی ولی چیزی نمیگذرد که  قایق اندیشه به قعر دریای کلمات  فرو میرود و تو نیز با او  غرق میشوی ! بعضی بر آن انقلابی بزرگ خرده میگیرند که سخنان و نوشته هایش چیزی بر معلومات مذهبی خواننده نمی افزود ! شاید چنین باشد اما او رسالتی دیگر داشت ، آنچه شریعتی در نظر داشت " تغییر نگاه" مومنین بود نسبت به مذهب! شریعتی خدا باوری بود انسان محور (اومانیسم اسلامی) . 

او بر چشم مخاطبان خود عینکی خاص می گذاشت ، آنها را در بوستان دین به تفرج رها میکرد و مولانا وار میگفت  مطرب مهتاب رو هر چه شنیدی بگو  ما همگان محرمیم آنچه بدیدی بگو  .

در نگاه او بندگی اگر به آزادی و کمال منجر نشود پشیزی نمی ارزد ! کسی که شریعتی را خوانده باشد میداند در قرآن و نهج البلاغه و احادیث باید به  دنبال چه چیز باشد ! وقتی به زیارت خانه خدا و مراقد متبرکه مشرف میشود باید چه چیز را ببیند ! از نماز و روزه چه انتظاری باید داشته باشد . دیدن به گونه شریعتی اما تلخی هایی نیز در پی دارد زیرا انسان از آن پس میان "حقیقت" و "واقعیت " فاصله ای شگرف می بیند.

آنچه که نگارنده در سفر حج سال 1378در منی دید و اندوهی جانکاه را متحمل شد .در منی زمینی وسیع را دیدم که به با فنس های فلزی به ده ها و صدها طویله کوچک تقسیم شده بود در دو سوی یک خیابان و در هر طویله چند ده گوسفند و آنطرفتر شتر و...و هر گوسفند ده یا دوازده ریال عربستان معادل  250 تا 300 تومان ایران (به قیمت سال 1378) بسته به بزرگی و کوچکی گوسفندان،  فرصت و حوصله چانه زدن نیست ، پول را پرداخت میکنی و گوسفند در طرفه العینی ذبح می شود و لاشه بی جانش به گوشه ای افکنده می شود و ساعتی به ظهر مانده انبوه لاشه های بی جان در خیابان میان طویله ها فرش شده و صدای یک غلطک غول پیکر را می شنوی که بر گوسفندان میگذرد و صدای خرد شدن استخوان ها و له شدن گوشت گوسفندان  اما  تو نباید افسوس بخوری زیرا افسوس زمانی به آدمی  دست میدهد که احساس کند چیزی را که به آن دلبستگی داشته از دست داده است .

حال آنکه میان تو و آن حیوان هیچ علاقه ای موجود نیست . وظیفه تو خریدن وکشتن و وظیفه او کشته شدن است .اینک تو به آنچه میخواستی رسیده ای ،  مالی را که نه از راه دزدی و قاچاق و قمار بلکه از راه حلال و با عرق جبین و کد یمین بدست آورده بودی و خمس آن را نیز پرداخته بودی در راه خدا هزینه کرده ای .

دیگر به زائر مربوط نیست که با این حیوانات قربانی چه معامله ای می شود ، حتی اگر به گرسنگان آفریقا داده شود باید بدون اطلاع حاجی باشد تا در نیت حاجی (قربه الی الله ) خللی وارد نشود . از قربانگاه به چادرهایمان برگشتیم و تقصیر را به جا آوردیم و حاجی شدیم .و پس از رمی جمرات کم کم آماده بازگشت به وطن . در هتل ساکهای  بزرگ  پر از اجناس خریداری شده با آسانسور از بالا به پایین و از پایین به بالا میرفت .

مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه ! و با چشم خود دیدم حاج حسن  ساک خود را در آسانسور گذاشت حاج محمد به او اعتراض کرد که نوبت من بود و پاسخ شنید صبر کن  فرق معامله 5 دقیقه است گفت نه صبر نمیکنم ساکت را بیرون بیاور نوبت من بود و باز شنید ای بابا بگذار بروم اگر میگذاشتی تا حالا آسانسور پایین آمده بود و این بگو مگو نهایتا بالاگرفت و به فحش و ناسرا گفتن و  گریبان همدیگر را گرفتن رسید که با دخالت همراهان خاتمه یافت ولی اگر حاج محمد یک جو گذشت داشت .... پیشتر نیز روزی  در بعثه امام نشسته بودیم  و خطیبی سخن میراند از پشت سر شنیدم که مومنی ایستاده به برادران دینی خود که نشسته بودند میگفت کمی جا بدهید من هم بنشینم ولی آنها به خواهش او پاسخی نمیدادند اوچند مرتبه درخواست خود را مطرح کرد و پاسخ نه شنید در صورتی که با کمی جابجا شدن مشکل او حل میشد راستی چرا ما اینگونه ایم چرا از سنت قربانی درس گذشت و ایثار را نمی آموزیم ؟ چرا میان دینمان و رفتار ما با دیگران رابطه ای نیست ؟ مگر دین برای همین موضوع نیامده ؟  
نام:
ایمیل:
* نظر:
شوشان تولبار