تلگرام شوشان
شوشان تولبار
آخرین اخبار
شوشان تولبار
کد خبر: ۹۶۳۲۱
تاریخ انتشار: ۲۴ فروردين ۱۳۹۸ - ۲۰:۰۱
شوشان - امید حلالی :
در جریان سیل اخیر خاصه خوزستان  و در شرایطی که سیلاب به مدت طولانی ماندگار بوده و فعلا جا خوش کرده است و در حال تهدید شهرها و روستاهاست خلاء ها و نقصان هایی در کار اجرایی یا هماهنگی بین بخشی یا فرهنگ عمومی مشاهده می گردد که صورت بندی آنها در سایر بحران های غیر مترقبه نیز ممکن است مشابه باشد که برای شناخت بیشتر و تلاش برای رفع آنان توسط برنامه ریزان و نخبگان و سیاست گزاران و شهروندان و اصناف مرجع برشمرده می شوند  :

۱- نبود انسجام در نیروهای عمل کننده دولتی و مردمی و امدادی در پدافند غیر عامل به وضوح دیده می شود.

۲- بانک جامعی از تعداد ماشین آلات راهسازی و فنی به تفکیک بخش دولتی و خصوصی/ دستگاه ها و شهرستان ها وجود ندارد تا بتوان از ظرفیت همه آنان استفاده کرد و نسبت به عملیاتی کردن توان و ظرفیت بیشینه آنان اقدام نمود.

۳- نیروهای مردمی با ایثار فراوان و ور عین حال امکانات اولیه اعم با بیل اقدام به پر کردن گونی و ایجاد خطوط سیل بند می نمایند و برخی جاها چنان که دیده ایم تن خود را سپر سیلاب قرار می دهند در حالی که می شد و می توان با تکنولوژی به جنگ سیلاب رفت و از ابتکارات و ادوات فنی سایر کشورها و جوامع بهره گرفت و این نقصان تکنولوژی در یکی از عملیاتی ترین و صنعتی ترین استان های کشور متاسفانه ریشخند آمیز و ابهام آفرین است چرا که جور نبود تکنولوژی روزآمد و بهره گیری از تجارب سایرین را جوانان با کار یدی و مردم با پرداخت خسارات جبران ناپذیر از دست دادن مزارع و دام و مسکن و وسایل خود می پردازند.

۴- دانشگاه ها و واحدهای پژوهشی که هر ساله با برپایی روز و هفته پژوهش میلیاردها بودجه به خود تخصیص داده و از اعتبارات فراوانی برخوردارند عملا جزو رفوزگان این آزمون طبیعی هستند چون هیچ کدام نتوانسته اند حتا پژوهش درخوری عرضه نمایند تا اندکی از آلام مردم و دولت و دستگاه های امداد رسان بکاهند. نهادهای صنفی تخصصی مانند سازمان های نظام مهندسی و صنفی عمرانی و پارک های علم و فناوری و... نیز از این شمول خارج نیستند.
در این راستا به نمایندگان ملت توصیه می شود در بودجه پژوهشی دستگاه های فاقد برنامه و اثر در حوادث غیر مترقبه، تجدیدنظر کرده و با قطع آنها این اعتبارات برای دوره ای مستقیما به خسارت دیدگان اختصاص یابد.

۵- نبود یک سانترال و ستاد هوشمند اطلاع رسانی مرتبط با افکار عمومی و ضعف اطلاع رسانی به شدت رخ نمون است به نحوی که محدود افراد و حلقه های بسته اطلاع رسانی اطراف مدیران بجای اطلاع رسانی درباره سیل و ایجاد احساس امنیت در میان شهروندان بیشتر توان شان معطوف بوده است به تبلیغ مدیر مورد نظر که البته سخنان و مصاحبه های این مدیران نیز معمولن یا بسیاری اوقات با واقعیت های میدانی ناهمخوان بوده است.
مدیران و مجموعه حاکمیت باید بدانند که رفتار درست و صادقانه آنان موجب افزایش اعتماد عمومی به کارآمدی نظام اجرایی و حاکمیتی و رفتارهای غلوآمیز، متظاهرانه و سلفی مآب مبتنی بر سندروم دیده شدن و ... به شدت به اعتماد عمومی ضربه می زند که نتایج جبران ناپذیر آن قطع ارتباط و علقه، انبار کردن وسایل مورد نیاز، هجرت و فرار از محل و روی اوردن به جزع و فزع به جای پایداری و پایمردی در شرایط سخت است.
بهتر است برای جلوگیری از این رفتارهای غیر حرفه ای با تشکیل ستادهای واحد اطلاع رسانی در پروتکل های تنطیمی و ابلاغی کلیه نمایندگان مجلس، فرمانداران، ائمه جمعه، استاندار و معاونین و مدیران کل و ... از انجام مصاحبه و عکس انداختن و کلیپ پر کردن های متنوع خاصه با جنبه های تبلیغی منع شوند و با خاطیان برخورد اداری شده و کلیه اطلاع رسانی های دولتی از مجرای واحد و رسمی صورت گیرد، البته رسانه ها از انعکاس اخبار مردم و مناطق به دستگاه های دولتی و نظارتی یا افکار عمومی نباید منع گردند تا جریان اطلاع رسانی از همه مناطق سرعت بیشتر یافته و همچنین با شایعه پردازان یا تفرقه افکنان که انسجام اجتماعی را خواسته یا ناخواسته هدف می گیرند برخورد لازم صورت گیرد.

۶- از منظر فرهنگ عمومی و در باب فرهنگ امداد و کمک به هم نوعان جامعه ما گرفتار نوعی آسیب است که معمولن انگیزش ها و کمک ها همچون سیل به یک باره می آیند و به یک باره فرو می نشینند و اکثر افراد در گرماگرم حادثه با انجام انسان و یا فعالیت خیرخواهانه ای احساس می کنند که دین نوع دوستی را بجا آورده و انگیزه خود را برای قدم های بعدی از دست می دهند مانند خانواده متوفی که تا چند روز در رفت و آمد شدید بستگان و دوستان و آشنایان و همسایگان هستند اما با گدشت مدت اندکی دور آنها خالی می مانند، مانند زلزله زدگان استان کرمانشاه که الان با بروز محنتی دیگر بر این سرزمین از نظر خارج شده و در حالی که هنوز بی سرپناهند کسی و ارگانی دیگر سراغ از آنها نمی گیرد چرا که باید حول مصیبت جدیدتر یعنی سیل مجتمع شوند. لذا در باب همگرایی اجتماعی و فرهنگ مساعدت و دستگیری به نظر می رسد می بایست تجدید نظری ساختاری در کشور و در فرهنگ عمومی صورت گیرد که کمک به آسیب دیدگان تا توانمند سازی و برگشت به روال طبیعی قبل از مصیبت و ضایعه ادامه داشته و فاز بندی شود.

۷- تمرکز در جمع آوری و توزیع کمک های مردمی و تقسیم بندی شهرهای بیرون از عوارض درون استان به عنوان معین سایر شهرستان های درگیر و ایجاد نقش مشخص برای سایر استان های معین نیز کاری ست که می تواند به توانمند سازی مقابله با بحران بینجامد و جلوی پراکنده کاری را بگیرد.

۸- بحران های اقتصادی، اجتماعی و روان شناختی پسا سیل موضوع مهمی ست که دامنه آن از دوره طبیعی حوادث غیر مترقبه افزون تر است و مجموعه نظام حاکمیتی و اجتماعی و دستگاه های امداد رسان و خدماتی می بایست برای آن برنامه مشخص و مدون داشته باشند.

۹- با فشار سیل بر زیرساخت های سرزمینی و شهری بار دیگر ضعف پدافند غیر عامل کشور که در آزمون های قبلی نیز مانند آتش سوزی پلاسکو و زلزله غرب کشور و ... عیان شده بود آشکارتر گردید و منجر به تبلور ناکارآمدی برخی زیرساخت ها مانند شبکه فاضلاب و راه های روستایی و حتا طرح های بدون پیوست مطالعاتی و زیست محیطی گردید.

این مبحث ادامه دارد ...
نام:
ایمیل:
* نظر:
شوشان تولبار