تلگرام شوشان
شوشان تولبار
آخرین اخبار
شوشان تولبار
کد خبر: ۷۴۹۰۸
تاریخ انتشار: ۲۰ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۱:۴۲
برای آن عکس های پر معنا
وقتی که آن عکس منتشر شد و شامیان مدعی شدند که یک ایرانی را به اسارت گرفته اند سخت دلم لرزید. شنیده ام که با اسرا چطور تا می کنند. حکایت اسارت شهید هم ولایتی...
شوشان / امید حلالی 

وقتی که آن عکس منتشر شد و شامیان مدعی شدند که یک ایرانی را به اسارت گرفته اند سخت دلم لرزید. شنیده ام که با اسرا چطور تا می کنند. حکایت اسارت شهید هم ولایتی «حسونی زاده» را شنیده بودم و چکاندن انگشت هایش را با سیم چین و مقراض، بریدن گوش هایش را در حینی که زنده بود و در نهایت بخیه کردن آنها در غسالخانه اهواز به جوارح  اصلی توسط شهیدی زنده و ...

 غوغای پس از شهادت محسن حججی در ایران

دعا می کردم که ایرانی نباشی چون مشقت هایت را در آن ساعت هایی که زنده می مانی در دست حرامیان دیگر نمی توان در شمار آورد. ساعت های پر هول و اضطراب گذشت تا بدانیم تو ایرانی هستی یا خیر و ادعای حرامیان صحیح است یا نه؟ وقتی خبر آمد که ایرانی هستی این بار دلهره بیشتر شد و این بیت را زیر لب زمزمه می کردیم که :
یک نفر ... یک خبر ... از عشق ندارد بدهد ؟ 
دل ما خیلی از این بی خبری سوخته است

بیت جانسوز بر بالای عکست دهان به دهان و دل به دل می چرخید و همه نگران بودیم که تو را در دست حرامیان چه شده است؟ در آن عکس تلخ دقت می کردیم. عکسی که انگار دنباله مینیاتور استاد فرشچیان بود. عکسی که انگار مربوط به دوره ای دیگر بود. پلانی از «روز واقعه» یا غم نامه ای از «مختارنامه». حرامی در پشت سرت لبخندی شیطانی بر لب داشت، با ریشی تنک و سبیل هایی کوتاه، دستاری بر سر و زخمی افقی بر چهره و خنجری در دست راست کنار پهلوی تو در پس زمینه ای از آتش و دود انگار آن زمان که خیمه ها را می سوزاندند ...

و عشق در حالی که دستانش را از پشت گرفته بودند و خنجری به تهدید در پهلویش نشسته بود به مسلخ می رفت. و نگاهش غیور بود و دردمند. انگار که عیسای مسیح هنگامی که با تاج خار بر سر به سوی صلیب می کشانندش، یا که یحیای نبی قبل از اینکه سرش را از قفا ببرند و برای کابین سالومه پیشکش کنند، یا که عباس ابن علی قبل از اینکه عمود آهنین بر فرقش فرو آرند وقتی که یک دل نه صد دل نگران خیمه ها بود...

و راستی این چه بازآفرینی زمانی ست؟ چه روضه ای است که تمامی ندارد؟ وقتی که هنوز یاران حسین (ع) به مذبح می روند و هنوز حرامیان و اشقیاء خنجرهای آخته شان در کارند ...


در همان بازه زمانی البته عکس های دیگری هم هست که تکان دهنده اند. عکس هایی هست از شهید محسن حججی اسیر مظلوم مان و شهید «مدافع حرم» وقتی که «خادم وطن» بوده و در اردوهای جهادی خدمت می کرده است و با اهالی منطقه محروم به نماز ایستاده یا در حال کار است. عکس دیگری ست از فرزند خردسال محسن که معلوم نیست در این روزگار وانفسا و بی وفا آیا از یاد آنها که باید فراموش شود یا که خیر؟ و آن طرف تر در صحن بهارستان سرکار خانم علیه «فدریکا موگرینی» مسئول سیاست خارجه اتحادیه اروپا و از دست اندرکاران برجام ست که حسابی دورش شلوغ شده و برخی وکلا به انحاء مختلف خود را در کادر کشانده اند و حالت های مضحکی به خود گرفته اند تا در سلفی و یادگاری جا شوند.

جامعه ایرانی جامعه ای در نوسان است از سلفی بگیران تا سلفی ستیزان. «محسن حججی» مظلومانه و با قامت کشیده و نگاهی قدسی به مذبح می رود، وکلایی می روند تا هر طور شده با خانم موگرینی سلفی بگیرند و هشتگ سلفی حقارت فضای مجازی را در اعتراض وطن دوستان می آکند. با این همه ای کاش همه آنهایی که در این زمانه و زمینه صاحب امضاء و مسندی هستند بخاطر داشته باشند که محسن نیز می توانست در گوشه ی امن و امان سایه باتلالی سرش فرزند و همسرش باشد مانند همان کوفیانی که به هزار و یک دلیل پای خود را سست کرده و از قافله نور و حریم حرم جا ماندند و خسارت دیدند.
نام:
ایمیل:
* نظر:
شوشان تولبار