تلگرام شوشان
شوشان تولبار
آخرین اخبار
شوشان تولبار
کد خبر: ۸۳۵۵۶
تاریخ انتشار: ۱۶ دی ۱۳۹۶ - ۱۹:۰۴

شوشان - عبدالرحمن نیک سرشت

وقتی سید محمد خاتمی در دوم خرداد ۷۶ با شعار جامعه ی مدنی و قانون مداری پیروز انتخابات گردید، مسعود رجوی سرکرده ی منافقین در پیامی کوتاه گفت: جنبش دوم خرداد سقوط نظام جمهوری اسلامی را به مدت بیست سال به تاخیر انداخت.( نقل به مضمون).

البته این سخن، از سوی یک معاند کهنه کار سیاسی، می توان، بدین معنا، تفسیر و یا تلقی شود که نظام جمهوری اسلامی آلترناتیو خود را در درون و از جنس خودش پرورانده است.

به هر حال، اصولگرایان به دلیل خصلت های ارتدوکسی (Orthos doxa ،پاک آئین، سنتی‌ و مستقیم‌ العقیده)‌ که دارند، بعنوان نیروهای وفادار و حامی اسلامیت نطام، با توجه به ضعف های رویکردی که ناشی از فربه گی ایدئولوژیک است، گریزان از بازسازی و هراسناک از هر نوع تغییر و تحول سازمانی، از آغاز تا کنون، نسبت به جریان دوم خرداد که خودشان را پاسدار جمهوریت نظام معرفی می کنند و به دنبال اصلاحات امور هستند، همواره مشکوک بوده و نسبت به گرایشات پروتستانی(  Protestant ، احترام به حق اعتراض و پرسشگری)آنها، روی خوشی نشان ندادند، بلکه  آن گرایشات را به مثابه ی یک تهدیدی برخاسته از درون ارزیابی نموده که ایدئولوژی، اخلاق دینی، باورهای نظام مقدس و ارزش های انقلاب اسلامی را نشانه گرفته و بخاطر مشابهت های گفتمانی اصلاح طلبانه اش با سایر نحله های سیاسی و اعتقادی ناهمسو، مانند جریانات سیاسی لیبرال، سکولار، ملی- مذهبی و نیز عدم مرزبندی شفاف با آنها، در واقع خواسته یا ناخواسته، نظام جمهوری اسلامی را به مخاطره می اندازد، از نقطه نظر اصول گرایان، آن حرکت اصلاحی نوعی فتنه گری محسوب می گردد.

اما این اختلافات رویکردی درون خانواده ی انقلاب، که امروزه، لاینحل مانده در حقیقت، فضای فعالیت را در بازی قدرت، برای اصلاح طلبان دشوار، برای اصولگرایان پرهزینه و برای کل نظام جمهوری اسلامی، مردم و مملکت خسارت بار نموده است.

با این وجود، شکاف موجود از این اختلاف، ممکن است موجب نفوذ نااهلان فرصت طلب داخلی و احتمالا، محل رخنه و خرابکاری جاسوسان دول متخاصم و گروه های معاند در ارکان کشوری شود.

متاسفانه، اصلاح طلبان بخاطر استراتژی های شتر مرغی خود، چه در درون نظام و چه در نزد اپوزیسیون قانونی، پارادوکسیکال، کاسبکارانه و غیر قابل اتکاء خوانش می شوند و بدین وسیله، با وجود پایگاه های اجتماعی وسیعی که در طبقه ی متوسط ایران دارند، علی الظاهر نتوانستند، تعامل بسیار سازنده و منطقی، با اصولگرایان و نیز اپوزیسیون قانونی خارج از دایره ی قدرت برقرار کنند و از سویی در اردوگاه اصولگرایان، رجال دانه درشت کمتری یافت می شوند، تا چون ناطق نوری، مطهری و لاریجانی، ریسک خطر پذیری برادری با آنها را خریدار باشد.

با این توصیف، نگارنده، در این نوشتار، صرفا، منظور خود را، به کارکرد هوشیارانه طبقه ی متوسط و موضع گیری خردمندانه ی اصلاح طلبان معطوف به برقراری نظم و امنیت در مواجه با شورش های اخیر از ابعاد جامعه شناسی سیاسی معطوف می سازد.

1 _طبقه ی متوسط شهری ایران، همواره در اوج هوشیاری، نشان داده است، که خطرات ناشی از جنبش های بی سر، که در فقدان رهبری واحد، ایدئولوژی مشخص، برنامه ی مشترک و نیز راهبردهای صلح آمیز شکل می گیرند و در نهایت به شورش و آشوب ختم می گردند با پوست و استخوان درک می نمایند.

2_ طبقه ی متوسط، به عنوان طبقه میانی که حد فاصل بین طبقه ی فرادست و فردوست جامعه ی ایرانی است، پیوسته در برقراری نظم، امنیت، و آرامش نرم افزاری نقش بسزایی دارد، همانطوریکه دیدیم این طبقه، در جریان آشوب های اخیر، مرتب خطر سوریه شدن وضعیت ایران را، مکرر به معترضین متذکر گردیده و از این رهگذر، هرگز با خواست اعتراضی خشونت بار آنها هماهنگ نشد.

3- طبقه ی متوسط بعنوان پایه و اساس کار دولت در تحولات آتی ایران باید از سوی دست اندرکاران کشوری و لشکری مدنظر قرار گیرد، بویژه دولت تدبیر و امید، نباید با آن طبقه، به مانند دولت نهم و دهم بر طبق سیاست های پوپولیستی رفتار کند که در نهایت، صدمه و خساراتی از این ناحیه، متوجه این طبقه ی هوشمند گردد، بالاخص، در تنظیم بودجه ی سالانه، شایسته است بندهایی گنجانده نشود که به زوال این طبقه ی شریف بیانجامد

 4_ اصلاح طلبان، بعنوان جریانی که شامل طیف های گوناگونی (محافظ کار، رادیکال و معتدل) هستند، بدرستی توانسته در مجموع، وقایع آشوب های اخیر، بسیار شفاف و با یک موضع اجماعی خوبی عمل نمایند و مرزبندی خود را با اپوزیسیون برانداز و سایر خرده جنبش های بی سر، نشان دهند، بی آنکه، دغدعه ی فحش خوردن و یا هراسی از ریزش نیروهای اردوگاهی خود داشته باشند.

در واقع، جریان اصلاح طلبی می تواند با بهره مندی از این تجربه، سرآغازی برای ترمیم رابطه و پیوندهای اصولی خود یا بهبود مناسبات سیاسی خود در درون نظام کوشش کند و از سویی بهتر است مرزبندی های مشخص تری را در تنظیم رابطه ی خود با سایرین، در آینده تعریف کند.

نام:
ایمیل:
* نظر:
شوشان تولبار