شوشان تولبار
آخرین اخبار
شوشان تولبار
کد خبر: ۸۶۵۸
تاریخ انتشار: ۰۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۰:۰۴

علیرضا مسرور

انتخاب شعار و ( به قول خود ایشان برند ) اعتدال و عقلانیت به عنوان یکی از مهمترین ویژگی های دولت یازدهم از سوی دکتر حسن روحانی هر چند پیش از انتخابات یکی از برگ های برنده ایشان بر سایر نامزدها شد ولی الزامات آن چنان سنگین به نظر می رسد که می تواند در آینده به چالش بزرگی برای دولت وی منتهی گردد. چرا که «عقلانیت» تنها زبان مشترک انسان هاست که در عین تکثر و تفاوتهای طبیعی و فرهنگی، ما را بر گرد گُنبد دوار خود مجتمع می کند. انتخاب و اقدامات عقلانی، انتخابها و اقدامات قابل پیش بینی و ارزیابی و اندازه گیری مشترکند و در صورت عدول از آنها به راحتی قابل تشخیص است این در حالی است که ضرورت ها و مصالحی در کشور و سطح پنهان جامعه وجود دارد که در بسیاری موارد کار تصمیمگیری و اجراء راهبرد های عقلانی و علمی و حتی امور بدیهی را بسیار دشوار می کند.

مثلا ما معلمان بر اساس مقدماتی که در ذیل به آنها اشاره می کنم بطور طبیعی و بر اساس معادلات منطقی و عقلانی انتظار داریم تا دولت یازدهم تحولی عمیق، اقداماتی کم نظیر را با انتخاب یک وزیر فوق العاده در آموزش و پرورش ایجاد نماید ( در حالی که چنین انتظاری را از دولت نهم و دهم نداشتیم چون رییس دولت صادقانه عدم پایبندی خود را به عقل مستقل ( روش های علمی ) اعلام کرده بود و علاقه زیادی به اداره کشور بر اساس نقطه نظرات شخص و غیر کارشناسانه داشت) لذا ، با توجه به منش اعلام شده دولت یازدهم در پایبندی به عقلانیت و تدبیر در امور انتطار می رود دولت یازدهم با یک چشم به آموزش و پرورش و سایر نهاد های فرهنگی ( به دلیل اهمیت آنها ) نگریسته و با چشم دیگر سایر وزارتخانه ها را ببیند.

1- آنهایی که با نهاد آموزش و پرورش کمی آشنایی دارند بخوبی می دانند که این سازمان عریض و طویل، بزرگترین و طولانی ترین خط تماس دولت و نظام اسلامی با مردم است. نوع ، شکل و عمق این تماس و ارتباط به شکلی است که آموزش و پرورش را تاثیر گذارترین نهاد اجتماعی در زندگی مردم کرده و هیچ انسان یا خانواده ایی را نمی توان یافت که، از مشتریان مستقیم و غیر مستقیم خدمات متنوع آن نباشد و یا هیچ نقطه از کشور را نمی توان یافت که مدرسه در آن مشغول به فعالیت نباشد. لذا، شادابی، سرزندگی و تحرک مدارس و یا خمودگی ، فرسودگی ، و بی تحرکی جریان زندگی در آن، جامعه را بسیار متاثر از خود می کند دولت برای ارتباط موثر و یا همراه کردن مردم با اهداف و برنامه ها و یا تبدیل کردن همین شعار اعتدال و عقلانیت به عنوان یک منش و روش در زندگی فرد و اجتماعی به طور جدی نیازمند آموزش و پرورش است.

2- کدام عقل سلیم است که بر این باور بدیهی نباشد راه توسعه و پیشرفت هر جامعه ایی از درون آموزش و پرورش آن کشور عبور می کند و کدام کشور را می توان یافت که تجربه موفقیت و سعادتمندی خود را مدیون آموزش و پرورش خود نباشد حال چگونه می توان آموزش و پرورش را چون گذشته اداره کرد و انتطار نتایج بهتری در جامعه داشت.

3- یکی دیگر از واقعیت های آموزش و پرورش ارائه خدماتی است که عمدتا شخصیت، هویت، کمیت و کیفیت انسانی مشتریان خود را هدف قرار می دهد یعنی تا حدود زیادی ماهیت انسانی همه احاد جامعه محصول کار آموزش و پرورش است از طرفی درب آموزش و پرورش بر پاشنه معلم می چرخد. تحقیقات میدانی انجام شده در کشور نیز نشان می دهد در میان اقشار مرجع ( معلمان، دانشگاهیان، مهندشان، پزشکان، روحانیون، و.... ) موجود در جامعه، مردم ترجیح می دهند تا در انتخابهای خود به معلمان تکیه کنند و آنها را طرف مشورت و تکیه گاه خود قرار دهند همه این ها باعث شده است تا نهاد آموزش و پرورش ( معلمان ) را تاثیر گذارترین بر رفتار و انتخاب های مردم بدانیم و از طرفی می توان گفت: جامعه نیز آیینه و انعکاس دهنده تمام قد ظرفیت های موجود درآموزش و پرورش کشور است. این معادله ساده به ما می گوید برای متحول کردن وضع موجود باید به سراغ معلمان بیش از پیش رفت.

4- ماموریت هایی که انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی ره و نیز رهبر معظم انقلاب بر اساس برنامه پنجم توسعه بر دوش آموزش و پرورش گذاشته هیچ تناسبی با اقدامات و امکانات موجود در آموزش و پرورش ندارد و یا مثلا بیشترین دریافت حقوق متعلق به کسانی است که نقش کمتری در توسعه نسبت به آموزش و پرورش دارند. حال سوال اساسی این است که باز هم دولت یازدهم همان نگاه دسته دومی را به آموزش و پرورش چون دولت های گذشته دارد یا خیر.

5- عقللانیت حکم می کند یک سازمان از یکپارچگی ، انسجام ، استقلال و هویت یگانه برای نیل به اهداف خود برخوردار باشد و دچار تشتت و آشفتگی نباشد و یا مرزهای هویتی آن به وسیله سازمانها و یا نهادهای مجاور و موازی مورد تعرض قرار نگیرد در حالیکه امروزه برخی از نهاد ها و یا سیستمهای موازی، آموزش و پرورش را به چشم یکی از واحدهای خود نگاه می کنند و برخی مدیران آموزش و پرورش، بیشتر تحت تاثیر قدرت در سازمانهای و سیستمهای مجاروند و استقلال کمی در تصمیمگیری دارند و براحتی منابع ، امکانات و نیروی انسانی موجود و مورد نیاز خود را، در اختیار سیستمهای مجاور و غیر مرتبط قرار می دهند . در این شرائط احساس عدم استقلال و بی هویتی به آموزش و پرورش (معلمان) دست می دهد. عقل حکم می کند در بهترین شرائط آموزش و پرورش با سایر نهاد ها همکاری دو جانبه داشته باشد و از ورود به همکاری در جاده های یک طرفه که احساس پوچی و بی انگیزگی را به آن تحمیل می کند خود داری کند.

 

سوال اساسی این است. می شود به عقل ، علم و تدبیر احسن وابستگی نشان داد ولی در مواجه با آموزش و پرورش به عنوان خط مقدم پیشرفت و توسعه نگاه ویژه و متفاوتی نداشت و در انتخاب وزیری کار آزموده، دانش مدار، جهان شناس و دنیا دیده، و از همه مهمتر خاک کلاس درس را سال ها خورده باشد تلاش ننمود. اگر از جناب دکتر حسن روحانی به دلیل نوع گفتمانی که در انتخابات یازدهمین ارائه نمود انتطار اقداماتی منطقی در خصوص آموزش و پرورش را نداشته باشیم از کدام دولت باید چنین درخواستی داشته باشیم ( دولت احمدی نژاد؟). جامعه معلمان بدون شک انتظار دارند تا جایگاه آموزش و پرورش و معلمان آن در نگاه دولت یازدهم متآثر از شعائر آن، جایگاهی رفیع باشد. معلم آموزش و پرورش باید در دوره جناب دکتر روحانی از منزلت اجتماعی بیش از پیش برخوردار گردد شعار اعتدال وعقلانیت ابتدا باید در خانواده دولت و در نوع چیدمان وزیران خود را نشان دهد. مشکلات اقتصادی و فرهنگی جامعه بر فرض محال اگر بدون آموزش و پرورش حل شوند موفقیت پایداری نخواهد داشت و دوباره و به شکل دیگری یقیه ما را خواهند گرفت. پس انتطار می رود مخروط حل مشکلات کشور در دولت جدید از قاعده بر زمین استقرار یابد تا برای همیشه از عقب ماندگی فاصله بگیریم و یکی از آرزوهای بزرگ نظام اسلامی در سایه منویات دولت اعتدال و تدبیر بطور نسبی به نقطه قابل قبولی برسد


نام:
ایمیل:
* نظر:
شوشان تولبار