تلگرام شوشان
شوشان تولبار
آخرین اخبار
شوشان تولبار
کد خبر: ۹۱۴۱۳
تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۶:۵۸
محمد کیانوش راد

پیشاپیش طی یادداشتی در روزنامه اعتماد در ۱۶ مردادماه گفتم که «اگر روحانی که به مشکلات از درون سیستم سیاسی و اجرایی واقف است، شفافیت بالایی را برای توجیه برخی مشکلات به کارگیرد، باعث ایجاد تنش در دستگاه‎های اجرایی و نظام سیاسی می‎شود و اگر هم به سکوتش ادامه دهد، از طرف مردم در معرض اتهام سازش یا خلف وعده و کوتاهی نسبت به انجام وظایف قرار می‎گیرد.» اما روحانی ترجیح داد به بهای حمایت از مصلحت بالاتری سکوت نماید. 

روحانی ایرادات و انتقاداتی از نظر عملکردی خصوصاً در زمینه‎های اقتصادی دارد که البته باید در جهت رفع آنها مبادرت کند. روحانی در پاسخ به سؤال نمایندگان، مصلحت نظام را بر مصلحت کسب رضایت مردم و حتی پاسخ به انتظارات بسیاری از حامیانش ترجیح داد. روحانی راهی درست برگزید، اگرچه در این صحنه مظلوم واقع شد. 

 حال سؤال این است، اصولاً چرا اصلاح‎طلبان به حمایت از روحانی یا جریان میانه‌رو باید ادامه ‎دهند؟ و اگرچه طرح چنین مسأله‌ای زود هنگام است اما آیا در انتخابات آتی ریاست جمهوری، اصلاح‎طلبان باز هم باید از اعتدالی‏ ها حمایت یا با آنها ائتلاف کنند؟

سال ۹۲ با حمایت از روحانی، ائتلافی نانوشته میان اصلاح‎طلبان و روحانی شکل گرفت. این اقدام سیاسی را نه ائتلاف با روحانی و نه ائتلاف رسمی با اعتدالگرایان می‎توان نامید. وضعیت اجتماعی و محدودیت‎های سیاسی و امنیتی حاکمیتی، باعث حمایت اصلاح‏ طلبان از روحانی شد. هسته پیرامونی روحانی یعنی حزب اعتدال و ‌توسعه، از نظر سیاسی، کم اثرتر از آن چیزی بود که حتی در قامت یک حزب نیمه فعال، قدرت اثرگذاری سیاسی-اجتماعی داشته باشد. این اصلاح‎طلبان بودند که، با اولویت دادن به منافع ملی بر منافع جناحی و با اتخاذ رویکردی واقع بینانه، راه حمایت از دولت میانه‏ رو و اعتدالی روحانی را ترجیح دادند. این ترجیح اکنون نیز باید چراغ راهنمای اصلاح‎طلبان باشد.

سال ۹۲ و ۹۶ سرمایه و اعتبار اصلاح‎طلبان پشت سر روحانی قرار گرفت و البته هزینه‎هایی هم برای اصلاح‌طلبان به دنبال داشته و دارد. اکنون برخی از اصلاح‎طلبان، اگر در درستی حمایت خود در آن زمان تردید نکنند، اما در درستی حمایت از دولتی غیر اصلاح‎طلب در آینده تردید جدی دارند.

برخی حتی شرکت در انتخابات را با وضعیت فعلی و آتی چندان خوشایند اعتباراصلاح‌طلبان نمی‎دانند و کناره‎گیری را در شرایط ناعادلانه و همراه با نظارت استصوابی ضروری  ارزیابی می‏ کنند.

چه باید کرد؟

«ضرورت انجام اصلاحات» در ایران و ضرورت ملاحظه «شرایط واقعاً موجود» در کشور و با در نظر گرفتن دو‌ عامل مهم «محدودیت‎ها و مقدورات‎» راه سختی پیش روی اصلاح‎طلبان قرار خواهد داد.بدیهی است اگر انتخابات در شرایط  رقابت آزاد و غیراستصوابی تحقق یابد، شرکت کاندیدای هرجناح سیاسی در انتخابات، حداقل در مراحل اولیه انتظاری واقعی است و اصلاح‎طلبان نیز باید از کاندیدایی حمایت کنند که نماینده دیدگاه‎ها، اهداف و برنامه‎های اصلاح‎طلبانه باشد، اما آیا چنین چشم‎اندازی وجود دارد؟به نظر می‎آید چنین چشم‎اندازی نه تنها بسیار دور از واقع‎بینی است، بلکه علائمی از گرایش بیشتر به اقتدارگرایی در بافت حکومت آینده به چشم می‏ خورد، گرایشی که هم از سوی نظامیان و هم از سوی بخشی از مردم خسته از وضعیت کنونی  کشور، آرام آرام در حال شکل‌گیری است.در این وضعیت خط اعتدالی و میانه‎، در منتهی‎الیه جناح اصلاح ‏طلبان و اصولگرایان تعین می‎یابد. بخشی از علت تقویت خط میانه از تضاد اصلی دو جناح با افراطی‌ها نضج می‎گیرد.افراطی‎ها و پایدارچی‎ها، علاوه بر کارکرد آشکار و کارشکنانه درعرصه سیاسی، کارکرد پنهانی نیز دارند که زمینه ‎ساز نزدیکی و انعطاف بیشتر دو جناح اصلاح‎طلب و اصولگرا و رشد جریان اعتدالی در تحولات آینده جناح‎ها خواهد شد.

این وضعیت چه تکالیفی را فراروی اصلاح‎طلبان قرار خواهد داد؟

1- کناره ‏گیری از انتخابات به دلیل ناامیدی نسبت به توانایی دولت در ایجاد اصلاحات و بهبود امور (که به دلایل و علل خارج از دولت بر دولت تحمیل می‎شود) و اجازه ندادن به اصلاح‎طلبان، راهبردی است که برخی از اصلاح‎طلبان آن را پیشنهاد می‎کنند. این دسته از اصلاح‎طلبان می‎گویند نباید اعتبارِ اصلاح‎طلبان در پای انتخاباتی با این شرایط و چنان نتایج قابل پیش‎بینی ذبح شود. در نتیجه دفاع و حمایت از کاندیدایی اعتدالگرا را بی‌فایده ارزیابی می‎کنند.

۲- اصلاح‎طلبان با طرح کاندیدای مشخص خویش که سطح مطالبات، آرمان‎ها و برنامه‎های اصلاح‎طلبان است وارد عرصه انتخاب شوند و در صورت حذف اصلاح‎طلبان، آن ‌گاه به صورتی ائتلافی در انتخابات آتی، از کاندیدایی اعتدالگرا حمایت کنند. از نظر این گروه شرکت نکردن با توجه به شرایط «واقعاً موجود»، آن هم با فرض شرکت مردم و انتظار رأی‎دهندگان اصلاح‎طلب از گروه‎های اصلاح‎طلب برای معرفی کاندیدا غیر مسئولانه خواهد بود.

اما واقعیت‎ها چیست؟

ما درعرصه سیاسی ایران فعلاً با چند واقعیت متصلب مواجه هستیم.

1- شرایط سیاسی برای ورود اصلاح‎طلبان پیشرو و ناب در قامت ریاست جمهوری، اکنون فراهم نیست. شورای نگهبان مانع از ورود کاندیداهای اصلی اصلاح‏ طلبان در عرصه انتخابات خواهد شد. گشایش بیشتر برای حضور اصلاح‎طلبان در انتخابات ریاست جمهوری و حتی مجلس شورای اسلامی در شرایط فعلی کشور مهیا نیست.

2- اکثریتی از مردم، اگرچه با احتمال اندکی کاهش رأی در انتخابات ریاست‎ جمهوری و دیگر انتخابات شرکت خواهند کرد. روشن نیست که موضع بی‎عملی در قبال انتخابات تا چه حد به سود اصولگرایان افراطی و به زیان حرکت تدریجی اصلاحی مردم در ایران خواهد بود.

3- بخش قابل توجهی از رأی‎دهندگان همچنان به نظر اصلاح‎طلبان توجه و خواستار اعلام موضع آنها خواهند ماند. ماجرای اصلاح‎طلب و اصولگرا با توجه به واقعیات موجود، هنوز به پایان نرسیده است. اگرچه با ریزش احتمالی بخشی از آرای اصلاح ‏طلبان و رأی‎های خاکستری مواجه خواهیم بود، اما همچنان رأی قابل توجه اصلاح‎طلبان در سرنوشت انتخابات تعیین کننده است.

4- فعال نبودن اصلاح‎طلبان به معنی واگذار کردن میدان سیاسی- اجرایی کشور به رقیب محافظه‎کارِ تندرو با گرایش تقویت نظرات نظامیان و اقتدارگرایان در عرصه سیاسی کشور خواهد شد. 

5- اصلاح‎طلبان ناگزیر از حفظ و تداوم پیاپی در دولت و در جامعه مدنی هستند. اصلاح‎طلبان را نمی‎توانند حذف کنند، اما اصلاح‎طلبان هم نمی‎توانند به همه اهداف‌شان در ساحت حکومتی دست یازند.

اصلاح‎طلبان برای ادامه روند اصلاحات تدریجی و مسالمت‎آمیز، ناگزیر به مصالحه‎ای نانوشته با حکومت باید گردن نهند. بخشی از دشواری کار اصلاح ‏طلبان در این وضعیت، حفظ اعتماد عمومی است.

اصلاح‎طلبان نشان داده‎اند که تاکنون، منافع ملی را بر منافع جناحی خویش ترجیح  داده‎اند و اگرچه در این مسیر با ملامت و اعتراض از سوی برخی گروه‎های سیاسی و مردم روبه‌رو شده‎اند، اما رفتاری عقلایی و موجه را از خود به نمایش گذاشته‎اند.در شرایط کاملاً آزاد سیاسی، وظیفه هر حزب سیاسی معرفی کاندیدای انحصاری خویش است.

نظرسنجی‎های علمی نیز تکلیف حزب مورد نظر را مشخص می‎کند که آیا شکست در انتخابات را به قیمت حفظ موضع و پایگاه اجتماعی و رأی خویش برای آینده می‎خواهد، یا با ائتلاف با حزب برتر به اثرگذاری ولو اندک و گام به گام امید بسته است. در وضعیت فعلی ایران، شرایط  بسیار سخت‎تر و حساس ‏تر است.

اگرچه اکنون سخن از تصمیم نهایی برای انتخاب ریاست‎ جمهوری آتی زود هنگام است، اما اگر پاشنه شرایط کشور، بر مدار آنچه امروز پیش‎بینی می‎شود بچرخد، که ظاهراً بیش از این خواهد چرخید، در آن صورت، شاید همچنان راهی جز ترجیح و حمایت از دولتی میانه ‏رو  بر دولتی اقتدارگرا با سویه‎های نظامی‎گری و تندروانه باقی نخواهد ماند.
نام:
ایمیل:
* نظر:
شوشان تولبار