شوشان تولبار
آخرین اخبار
شوشان تولبار
کد خبر: ۹۳۷۸۹
تاریخ انتشار: ۲۱ آذر ۱۳۹۷ - ۱۱:۴۴
شوشان - جلیل مقدس:

خروج از رودخانه پر خون کارون

در بعد از ظهر غم انگیز بیست و چهارم مهرماه ۵۹ قصد خروج از خرمشهر به کوت شیخ و آبادان را داشتیم، برای خروج از شهر دیگر نه از آن قایق های پر شتاب رود کارون همراه با مسافرین شاد و خندان خبری بود و نه از آن ماشین های سواری ویژه خرمشهر _ آبادان و نه امکان پیاده‌روی شاعرانه بر روی آن پل زیبای شهرمان.

بیست و چهارم مهرماه ۵۹ ، یاد آور بیست و چهار روز از روزهای تنهایی و حماسه های دلاوران شهرمان در نبردی نابرابر با دشمن و دشمنانی قدرتمند و سراپا مسلح ‌‌‌‌.

از آغازین روز مهرماه ، یورش دشمن به شهر برای تسخیر یک روزه آن و ورود به آبادان و سیطره بر اروند رود و اب های نیلگون خلیج فارس ، با مقاومت
دلیرانه و جانفشانی نیروهای باقیمانده در شهر با کمترین ساز و برگ جنگی ، اما برخورد از عزم و اراده و نیروی ایمان به ارزش‌های ملی و اسلامی ، نقش بر آب شد و درس های تاریخی
فراموش نشدنی را به دشمنان آموختند.

پیشروی تدریجی نیروهای دشمن از مرز شلمچه و جاده خرمشهر _ اهواز ، به سوی مرکز شهر و تسلط بر پل خرمشهر _ آبادان ، در سایه آتش باری های شدید توپخانه‌ای و خمپاره انداز ها و بمباران های هوایی ، همراه با عبور از رودکارون و تسلط بر جاده های آبادان_ اهواز و آبادان_ ماهشهر نشان از به دام انداختن نیروهای مقاومت باقیمانده درشهر و یا تسلیم شدن به آنان را می داد ‌‌‌‌‌. در بیست و چهارم مهرماه ، دشمن خود
را به منطقه طالقانی ، نزدیکی مسجد جامع سنگر همیشه مقاوم شهرمان در روزهای انقلاب و جنگ رسانده بود .

بعد از چهار روز استراحت مطلق ناشی از سقوط شب هنگام از طبقه دوم ساختمان ستاد مقاومت (سازماندهی شده توسط دانشجویان انجمن اسلامی دانشکده اقتصاد شاخه دانشگاه اهواز) صبح هنگام همراه با تعدادی از بچه های ستاد خود را به محل درگیری رساندیم ‌.

دشمن تمام منطقه طالقانی را به تصرف خود درآورده بود و تک تیرانداز های آنان در دبیرستان های دکتر هشترودی و بایندر مستقر  و نیروهای پیاده شأن در تلاش برای رسیدن به مسجد جامع بودند . در مقابل کوی طالقانی جنگ و گریز های خیابانی ، به جنگ و گریز های کوچه به کوچه و خانه به خانه تبدیل شده بود و رزمندگان همچنان مقاوم و مانع از پیشروی دشمن به سوی مسجد جامع و پل بودند . در آن شرایط جنگ و گریز و بالا رفتن و پایین آمدن از خانه ها ، قادر به حضور و همراهی بیشتر با بچه‌های ستاد نبودم ‌.

ناخواسته با ماشین آریای آبی رنگ ستاد ، به مقر بازگشتیم ، به روشنی برای مان آشکار بود که علیرغم آن همه رشادت های نیروی های رزمنده ، بخش شرقی شهر به طور کامل به تصرف دشمن در خواهد آمد ، و چاره‌ای جز ترک شهر و رفتن به طرف بخش غربی آن کوت شیخ نخواهد بود . اطراف ستاد به خاطر نزدیکی به پل ، دائما در معرض آتش توپخانه و بمباران های هوایی بود . تا ساعت سه بعد از ظهر و بازگشت تعدادی از بچه ها در ستاد بودیم .
گزارش بچه‌ها از شرایط درگیری در کوی طالقانی بسیار ناراحت کننده بود که بایستی شهر را به سمت کوت شیخ ترک نمود . ناباورانه مجبور به ترک ستاد و خروج از شهر به طرف پل رفتیم . اما آتشباری شدید دشمن بر روی پل همراه با پرواز هواپیماها ، مانع از خروجمان شد .

تنها راه خروج عبور از رودخانه پر خون کارون با شنا بود و بس که دیگر خبری از آن قایق های پر شتاب نبود . و بودند رزمندگان دلاوری که قصد عبور از رودخانه را داشتند که با آتش باری های دشمن در آن دریای پر خون جان به جان آفرین تسلیم نمودند . لحظاتی نظاره گر آن اب پر خروش بودیم. امکان شنا کردن و عبور از رودخانه نبود . تصمیم  بازگشت به ستاد و استفاده از جلیقه های نجات موجود نمودیم . با آن جلیقه های نجات خود. را به آب انداختیم . ا وسط رودخانه پیش رفتیم .  شدت جریان آب مانع از ادامه حرکت شد . که هر لحظه امکان غرق شدن بود . جبور به بازگشت به کنار رود خانه شدیم . ا همان لباس های خیس دوباره به طرف پل رفتیم .
آتشباری های دشمن بر روی پل همچنان

ادامه داشت و مانع از خروجمان از روی پل بود . تنها راه خروج ،  حرکت از. زیر پل با قبول ریسک افتادن در رودخانه بود . و این چنین شد که پاورچین پاورچین و لرزان لرزان از زیر ن پل استوار ،با شهر به خون و آتش گرفته خود ناباورانه و داع کردیم . و یاران خود را تنها گذاشتیم.  و این داستان هر روز مان است .

نام:
ایمیل:
* نظر:
شوشان تولبار